بسمه تعالی

«إنّ الله بصیرّ ما فی الَصدور»

موضوع : لایحه دفاعیه آقای حسن صالحی استخدامی S84184-6  اداره امور شعب استان قزوین شعبه کد 2697در جواب برگه ابلاغ اتهام هیئت رسیدگی به تخلفات اداری شماره نامه 1/1045/17907 مورخه 24/6/93

با سلام و تحیَت حضور هیئت محترم رسیدگی به تخلفات اداری

در دفاع از اتهامات وارده بر اینجانب با توجه به اینکه اینجانب با شخصیتی وراء وضعیت و اتهام وارده میباشم همانگونه که در ادامه اعلام خواهم نمود تحریک شده و اجبارا در مسیر اتهام واقع شده‌ام لذا نمی‌دانم چگونه دفاع نمایم لذا اگر قصوری در کلمات و عبارات پیش می‌آید قبلا مراتب عذرخواهی را به جای آورده پوزش می‌طلبم . 1- در دفاع از اتهام اول : حقیقتا اینجانب با توجه به بیماری طولانی مدت فرزندم که در 4 دوره در بیمارستان مهرگان قزوین بستری شده بود و با وجود گواهی بیمارستان و پزشک معالج هر روز به موقع در محل کار حاضر شده و بعد از ساعت اداری جهت نگهداری و مراقبت از فرزندم به صورت شبانه‌روزی به بیمارستان مراجعه می‌کردم و به همین دلیل از لحاظ ذهنی و روحی به شدت تنزل کرده و در روز واقعه با توجه به اینکه مسئول شعبه هیچگونه مساعدتی در این خصوص ننمود و بعضا در حضور همکاران و مشتریان برخورد های تندی با اینجانب داشت به جهت دلایل فوق تعادل روحی خود را از دست داده و علرغم میل باطنی این عمل ناشایست از اینجانب سر زد که بلافاصله بعد از مدت کوتاهی متوجه اشتباه خود شده به طرق ممکن قصد دلجویی از ایشان را داشتم_در حضور همکاران روی ایشان را بوسیدم و پوزش طلبیدم_با توجه به اینکه اینجانب دارای بیش از 10 سال سابقه شغلی می‌باشم تاکنون موارد مشابهی از بنده سر نزده همواره تلاش نموده‌ام بانک از اینجانب رضایت کامل داشته باشد با این حال باز به هر طریق ممکن حاضرم از نامبرده عذرخواهی نموده جبران نمایم .

2- در دفاع از بند 2 نیز همان طوری که در بند یک اشاره نمودم اینجانب در طی سالهای خدمتم همواره سعی نموده‌ام این مهم را رعایت نمایم و اگر قصوری در این خصوص از بنده سر زده به خاطر مشکلات شخصی و بیماری فرزندم بوده همانطوری که در بند یک اشاره کردم من‌بعد سعی خواهم نمود نهایت تلاش خود را در اجرای دستورات مقام بالا تر در حدود وظایف اداری بکار بندم 3- در دفاع از بند 3 با توجه به اینکه مورد سوم بسیط می‌باشد باز اعلام می‌نمایم نمی‌دانم چگونه باید انجام وظیفه نمایم با این حال برای اطاعت دستور کل قضایا را از ابتدا تا انتها به روی کاغذ آورده و بحث و دفاع را به عهده خواننده یا هیئت محترم می‌گذارم امیدوارم امانت‌دار و نگارنده صادق باشم .
روز قبل از حادثه حال فرزندم صدرا مساعد نبود با توجه به اینکه ایشان 3 سال سن دارند و 5 بار بستری شده‌اند و باز با توجه به اینکه ایشان در بدو تولد دارای نارسایی جزئی تیروئید بودند طبق دستور متخصص اطفال بیمارستان بانک ملَی میبایست تحت نظر باشند ما نیز جهت انتقال به تهران اقدام نمودیم که نهایتا با عدم موافقت بانک تصمیم به مداوای ایشان در همان شهر قزوین گرفتیم با توجه به اینکه دختر خاله خانم بنده که همبازی فرزندم بود مدتی بود در دست پزشکان قزوین دست به دست می‌شد و تشخیصی اتخاذ نشد نهایتا در یکی از بیمارستان های تهران سرطان کبد محرض و بلافاصله یک هفته قبل از آخرین دوره بستری فرزندم از دنیا رفت این قضیه خانواده اینجانب مخصوصا همسرم را سخت متاثر نموده بود . شب قبل روز حادثه باز فرزندم بستری شد با توجه به اینکه اینجانب فرزند 6 ساله دیگری دارم ایشان را به منزل اخوی خود بردم شب دیروقت ساعت 3 بعد از نیمه شب رسیدیم . همان شب اخوی اینجانب اعلام نمود بنده 150 میلیون ریال به حساب بانک ملت شما واریز نموده ام  میخواهم به حساب ملی انتقال نمایم و مبلغی را به مغازه ببرم گفتم فردا صبح تشریف بیاورید بانک انجام می‌دهم . صبح روز پانزدهم وقتی در شعبه حاضر شدیم مسئول شعبه را در جریان بستری شدن فرزندم قرار دادم .

در اثتای کار احدی از مشتریان به اینجانب مراجعه نمود و فیش خود را به همراه مبلغ 10 میلیون ریال تحویل اینجانب داد در حین واریز مبلغ متوجه شدم مبلغ عددی و حروفی را اشتباه نوشته است _ عددی نوشته 1000000 ریال حروفی نوشته یک میلیون تومان _ هم زمان خاطرم امد که همین مشتری روز گذشته نیز همین اشتباه را کرده بود و در پایان وقت اداری ضمن جمع نمودن حساب و کشف اختلاف سعی نمودم مشتری را تلفنی در جریان کار قرار دهم هم زمان همکاری که چک های سماء را برگشت زده بود اعلام کرد چک این مشتری امروز برگشت شد بیشتر تلاش نمودم با مشتری تماس بگیرم ولی متاسفانه روی فیش آدرسی نداشت و تنها شماره موبایلی بود که جواب نمی‌داد . همه قضایا را امروز محترمانه و با توجیح کامل به مشتری تفهیم نمودم و فیش روز ایشان را نیز اصلاح نموده و به مبلغ صحیح واریز و تحویل نمودم ایشان نیز از بنده خواستند ذی‌نفع چک دیروز را با خبر سازم پذبرفتم شماره تماس ذی‌نفع چک را از خود مشتری گرفتم و سعی نمودم با ذی‌نفع چک ارتباط برقرار کنم در حضور مشتری چند بار تماس گرفتم ذی‌نفع چک پاسخ نداد به مشتری اطمینان دادم تا ظهر انجام وظیفه نمایم و ایشان رفتند بعد از چند لحظه مسئول شعبه اینجانب را با لحنی تند فراخواند بنده نیز برخواستم و به کنار میز ایشان رفتم دیدم مشتری مزبور گنار ایشان ایستاده بنده تا رسیدم مسئول شعبه شروع به توبیخ اینجانب نمود که چرا سند دیروز مشتری اشتباه شده و چکشان برگشت خورده بنده نیز با احترام گفتم آقای معاون دیروز در جریان اختلاف پایان وقت بودند که پیدا شد و اصلاح گردید فقط سند امضاء نشده داخل سند ها به طور کلی و یکباره صبح امضاء می‌کنید با احترام رو به مشتری کردم و محترمانه گفتم خانم محترم بنده که توضیح دادم فیش درست نوشته نشده بود با شما تماس گرفتم همکاران هم شاهد هستند اکنون هم با ذی‌نفع چک تماس گرفتم دیدید که جواب نداد تا ظهر حتما پیگیری میکنم مسئول شعبه بلافاصله صحبت بنده را قطع نمود و با لحنی تند و تخریب‌کننده ای برگشت شماره تماس بازرسی را به مشتری نشان داد و با صدای بلند در حالی که همه مشتریان داخل شعبه به ایشان نگاه می‌کردند از مشتری شاکی خواست از دست اینجانب شکایت نموده و ایشان هم خودشان از او حمایت می‌کنند بنده نیز که در دو مورد اخیر اینگونه درحضور مشتری از ناحیه مسئول شعبه تخریب شده بودم و در هر مورد در پایان وقت خیلی محترمانه از ایشان خواسته بودم در حضور مشتری خویشتن‌داری نموده حفظ آبرو نمایند ایشان به ظاهر پذیرفته بودند این بار با شدت هر چه بیشتر در حضور مشتری خانم و سایر مشتریان سالن انتظار که همگی به این مورد دقیق شده بودند اینجانب را تخریب نمود . بنده به شدت آزرده شدم و اسنادی که در دست داشتم روی میز گذاشتم و گفتم آقای محترم چند بار از شما خواستم آبروی مرا در پیشگاه مشتری حفظ نمائید ولی هر بار بدتر نموده اید دیگر تحملتان نمی‌کنم اگر فکر می‌کنید به دردتان نمیخورم بنده را در اختیار کارگزینی قرار دهید چرا اینقدر تخریبم می‌کنید هر کاری راهی دارد بعد با ناراحتی به حیاط شعبه رفتم تنفسی نمودم صلواتی فرستادم آیت‌الکرسی خواندم و به شعبه برگشتم در گیشه خود قرار گرفتم هم زمان اخوی اینجانب وارد شعبه شده به بنده مراجعه نمود وضعیت مرا دید گفت چرا آشفته ای ؟ گفتم چیزی نیست نگران بچه ام کارت بانک ملت را از ایشان گرفتم و طی سند سحاب 150 میلیون ریال به حساب ملی خود واریز نمودم در این زمان مسئول شعبه با صدای بلند از انتهای شعبه فریاد کشید آقای صالحی حسابتون رو ببندید و به بازرسی مراجعه نمائید . همزمان همسرم با  من تماس گرفت و گفت بچه حالش خوب نیست بیا بیمارستان گفتم هم‌اکنون سرم شلوغ می‌باشد خودتون ببینید پزشک چه تشخیص میدهد اگر لازم بود دوباره تماس بگیرید من سریع خودم را می‌رسانم . همسرم حالش خوب نبود با گریه پشت گوشی گفت کارت از بچه  مهمتره؟

این جا بود که ازیک طرف به خاطر خانواده در فشار بودم و از طرف دیگر مسئول شعبه ه دوباره مرا به هم ریخته بود برادرم هم جلوی گیشه ایستاده بود به ایشان گفتم شما به سلامت ایشان گفتند اگر امکان دارد 80میلیون ریال از پول را بدهید ببرم لازم دارم مبلغ درخواستی  را پرداخت کردم .بعد رفتم آبدارخانه آبی به صورت زدم برگشتم به گیشه خودم برگه مرخصی نوشتم فراموش کردم سند 80میلیون را زده از حساب خارج نمایم برگه مرخصی ساعتی راخیلی محترمانه تقدیم مسئول شعبه نمودم ایشان باز با همان لحن ناراحتشان گفتند نخیر آقا حسابترو جمع کن برو بازرسی گفتم من سریع برمی گردم خزانه دار هستم باید حساب همکانرا راهم بگیرم عجله دارم نمیتوانم حساب کل بگیرم ایشان باز نپذیرفتند بنده نیز گفتم این برگه مرخصی اینجانب ، شما هر تصمیمی می‌گیرید محترم ، خداحافظ . رفتم حیاط تا ماشینم را خارج کنم خودروی ایشان پشت ماشین بنده بود خواستم جا به جا کنند که ایشان در این لحظه برگه مرخصی اینجانب را جلوی دوربین حیاط شعبه مچاله نمود با عصبانیت به زمین انداخت و با بدزبانی و توهین به من گفت که احمق خر میگم بیا برو حسابت رو جمع کن برو بازرسی . اینجا بود که به خاطر فشار شرایط ، رفتار های نامتعارف و بدزبانی مسئول شعبه مرا از کوره به در برد و مرتکب عملی شدم که صد درصد ناخواسته بود در همین زمان از رفتار های ایشان متوجه شدم تماما هدف من بوده و عمدا بنده را در این کانال هدایت نموده تا به نتیجه مورد نظر برسد وضعیت سختی بر من غالب شده بود ، کاملا مستاصل شده بودم بلافاصله سوار ماشین شدم و به بازرسی رفتم و تمام قضایا را عینا توضیح دادم هنوز حال خوشی نداشتم همکاران باززرسی گفتند برو کار گزینی نامة بیمارستان فرزندت را بگیر به ایشان رسیدگی کن مجددا برگرد .

به بیمارستان که رسیدم از شعبه تماس گرفتند و گفتند حساب شما را جمع نموده ایم و مبلغ 80 میلیون ریال کسر صندوق دارید گفتم فراموش کردم سند آن را از حسابم خارج نمایم زحمت بکشید انجام دهید یا خودم تا ساعت 2 بر‌میگردم که گفتند رئیس حوزه دستور دادند کسر صندوق ثبت شود و ما هم انجام دادیم راه حذف آن نیز نیست بنده سریع با اخوی خود تماس گرفتم و گفتم هر چه سریع تر پول را به بانک برساند ایشان نیز پول را رسانده بود ولی معاون شعبه پول را داخل کشوی میز اینجانب گذاشته بود و کسر صندوق نیز همچنان به قوت خود باقی مانده بود .

در خصوص صدور اسناد اصلاحیه بدون اطلاع مقام ارشد یا پای‌ور شعبه همین توضیح مختصر که هان طوری که خود شما نیز اطلاع دارید جهت اصلاح هرگونه سند باید طبق برنامه نرم‌افزاری کد و رمز ارشد در سیستم وارد شود تا سند اصلاح گردد در غیر اینصورت امکان اصلاح سندی وجود ندارد اگر هم ادعای ارشد این باشد به ایشان کد و رمز را برای هیچ یک از اسناد اصلاحیه اینجانب نداده باشد این کار توسط شخص دیگری یا حتی خود بنده انجام شده باشد نهایتا اسناد جهت بایگانی حتما باید به امضای ارشد یا پای‌ور برسد طبق اتهام وارده مسئولین شعبه حتی در این مرحله نیز متوجه اسناد مزبور نشده اند ؟ گذشته از همه توضیحات فوق غالب اسناد اصلاحیه مربوط به مغایرت سیستم بوده که هم در گزارش 8651 شعبه و هم گزارش ارسالی تهران با ثبت کد تحویلداری متصدی مربوطه ثبت میگردد .  مسئولی که چنین اتهامی به اینجانب بسته آیا  حتی در حین امضای این گزارشات نیز متوجه مغایرت و اصلاحیه ها نشده است ؟ یا معاون ایشان و پای‌ور شعبه در جریان اسناد مزبور نبوده است ؟ اگر در تمام این مراحل مسئولین محترم شعبه متوجه مغایرات و اصلاحیه اسناد مورد ادعا نبوده اند به خودشان برمیگردد اگر متوجه شده اند که جای بستم ادعا و اتهام می‌باشد ؟

بنده 3 روز پشت در بازرسی مانده بودم تا نهایتا با بازرسی های انجام شده و ضمن محرض شدن تمام زوایای قضیه از دو فقره سند اصلاحیه 1202 روز سیزدهم اردیبهشت که جمعا 4 سند اعلام شده ، اصلاح سند نقدی و جاری 10 میلیون ریالی مشتری مورد نظر ، تحریک مسئول شعبه ، صدور سند مخرب کسر صندوق با هدف از پیش تعیین شده و حتی اسناد اصلاحیه در طول سال که همگی منطقی و قانونی و در نهایت به امضای پا‌‌ی‌وران رسیده هیچ جای شبهه و شکی در کار و اسناد دوساله اینجانب وجود نداشت حکم اینجانب برای شعبه آوج کد 4328 در 140 کیلومتری قزوین صادر شد بنده ابتدا خواهش کردم با توجه به اینکه فرزندم در بیمارستان بستری می‌باشد در حکم اینجانب تخفیفی قائل شوند تا در صورت لزوم بتوانم به ایشان رسیدگی کنم گفتند فعلا امکان این کار وجود ندارد  بنده نیز جهت اثبات حسن نیت خود و اثبات وظیفه شناسی و مسئولیت‌پذیری و حس تعهد خود نسبت به موسسه مطبوع خود و به خاطر علاقه ای که به شغل و موسسه و بانک خود دارم و جهت احترام به تصمیم دستور مقام های بالاتر همچون سربازی وظیفه‌شناس اکنون 4 ماه است هر روز مسافت 140 کیلومتری پای البرز تا دل زاگرس را می‌پیمایم و با نزاکت ویژه به انجام وظیفه شغلی‌ام مشغولم تا اخیرا مدت 2 هفته است به شعبه اسفرورین کد 2697 در 70 کیلومتری قزوین  منتقل شده‌ام علرغم اینکه وام ضروری بنده بلوکه شده همچنان به دقیق‌ترین شکل خود مشغول انجام وظیفه هستم امیدوارم توانسته باشم توضیح لازم جهت تصمیم‌گیری مجدد برای آن مقام محترم ارائه داده باشم تا هیئت محترم رسیدگی کننده در اخذ تصمیم شایسته یاری رسانده باشم و خود را شایسته دفاع حق تعالی قرار داده باشم .

در پایان ضمن پذیرفتن اشتباه خود اعلام می‌دارم با تمام سختی ها و مشقاتی که در طول مدت رفت و آمد اینجانب شعبه آوج بر بنده و خانواده ام گذشته از عملکرد خود کاملا نادم و پشیمانم و از مسئولین و آن مقام هیئت محترم که خود دارای همسر و فرزند و خانواده گرامی می‌باشند تقاضا دارم این عمل ارتکابی اینجانب را بر بنده گذشت نموده همکار خود را مورد بذل و عنایت و رعفت اسلامی قرار داده تا انشاءالله در آینده با انگیزه هر چه بیشتر در جهت جبران آن بر‌آیم و راهی برای پیشرفت موسسه و خودم داشته باشم.

قبلا از توجهات ویژه این مسئولین کمال تشکر را دارم .



تاريخ : یکشنبه سیزدهم مهر 1393 | 0:47 | نویسنده : حسن صالحی |

یکنواختی کارهای روزانه و ملال‌آور بودن محیط کار، یکی از مهمترین علل آفت عمومی انگیزه نزد کارکنان یک سازمان است. بی‌انگیزگی ناشی از تکرار مکررات به سادگی قابل رفع نیست و حتی تزریق پول و پاداش‌های مالی نیز در این زمینه کارساز نخواهد بود. از سوی دیگر، سازمانها نیز به راحتی قادر نیستند که مشاغل جدید تولید کنند. تولید مشاغل جدید نیازمند تغییر مأموریت‌های سازمان، طراحی مجدد ساختار و سرمایه گذاری فراوان است. پس بایستی به دنبال شیوه‌هایی گشت که انجام مشاغل فعلی را پر انگیزه‌تر کند.

الف) چرخش شغلی
یکی از شیوه‌های متداول مدیریتی برای جلوگیری از یکنواخت شدن محیط کار چرخش شغلی است. در این شیوه، در فواصل زمانی مختلف و به مناسبت‌های گوناگون، مشاغل کارکنان هم‌رده با یکدیگر عوض می‌گردد. به عنوان مثال رئيس صندوق می‌تواند پس از چند سال ، در رياست امور سپرده مشغول به کار گردد. چرخش شغلی سبب می‌گردد که کارکنان صاحب تجربیات و مهارتهای مختلفی گردند و از آن مهمتر تصویر کلی کامل‌تری از سازمان کسب نمایند. این امر اجرای استراتژیها و برنامه های تحولی را در سازمان تسهیل می کند.

 مورد فوق یکی از اساسی ترین مواردفکوزی غالب مدیران ارشد موسسات مخصوصابانکهاست و متاسفانه درسطح مدیران پایین دست این مسئله بیشتر به صورت شعاری ونمایشی است که البته دلایل خاص ددارد

ب) توسعه شغل
در روش توسعه شغل می‌توان 2 یا چند شغل مرتبط به هم را به یک شاغل احاله نمود. به عنوان مثال مسئول واحد دبیرخانه می‌تواند علاوه بر ثبت نامه‌های رسیده، مسئول پايش شعبه نیز باشد.

پ) غنی سازی شغل
در روش غنی‌سازی شغل، به هر شاغل اجازه داده می‌شود که علاوه بر اجرا، وظیفه برنامه‌ریزی و ارزیابی شغل خویش را نیز عهده‌دار گردد.غنی‌سازی شغل یکی از کامل‌ترین و پیشرفته‌ترین شیوه‌های طراحی مجدد مشاغل است. غنی سازی شغل در سازمان‌هایی قابل انجام است که نشانه‌های بلوغ کاری در سطح سازمان و کارکنان سازمان قابل مشاهده باشد. با غنی‌سازی شغل هر شاغل خود به یک واحد کاری نیمه مستقل تبدیل می‌شود که نسبت به وضعیت قبل، اختیار بسیار بیشتری برای انجام وظایف خویش دارد. بدیهی است که وجود اختیار یکی از عوامل افزایش انگیزه نزد کارکنان است.

 



تاريخ : یکشنبه هفدهم شهریور 1392 | 17:52 | نویسنده : حسن صالحی |

روز پنجشنبه مورخه ۱۳/۰۴/۹۲ساعت ۱۲رییس شعبه علام کرد جهت شرکت در یک منور سیستمی فردا جمعه ساعت ۸ صبح درشعبه حاضر باشید .کار تاساعت ۱۲به طول خواهد انجامید با تمام برنامه و کارهایی که داشتیم همه را کنسل کردیم . ساعت ۸صبح لیست کاری روتحویل گرفتم وظرف یک ساعت تمام کردم  روزومه کاری را به انفرماتیک ارسال کردم با اجاز رییس شعبه بیرون امدم ولی اصلی ترین کارم که تهران بود نرسیدم . 



تاريخ : جمعه چهاردهم تیر 1392 | 12:55 | نویسنده : حسن صالحی |
به نظرشما بهترین مدرک پیشرفت کاری در استان قزوین چیه ؟

 ۱)درسطح ابتدائی صرفا الموتی بودن

۲)درسطح سیکل ترجیحا الموتی بودن

۳)درسطح دیپلم موافقتا الموتی بودن

۴)درسطح کاردانی اتفاقا الموتی بودن

۵)در سطح کارشناسی صدرصدالموتی بودن

۶)در سطح کارشناسی  ارشد محال غیر الموتی بودن

۷)درسطح دکتری خیانته غیر الموتی بودن  

الف)دریفاول تا سوم          ب)ردیف سوم تا هفتم         ج )همه موارد       د)هیچکدام

 



تاريخ : پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392 | 22:52 | نویسنده : حسن صالحی |
88899.jpg
غرض اصلی دولتمردان امریکا از طرح پیشنهاد مذاکره ، تبلیغ و هیاهو درباره تسلیم شدن ملت و نظام ایران است...در این ماجرا متأسفانه رئیس یک قوه به استناد یک اتهام ثابت نشده و حتی مطرح نشده در دادگاه، دو قوه دیگر یعنی مجلس و قوه قضاییه را متهم ساخت که کاری بد، ‌غلط، نامناسب،‌ خلاف شرع، خلاف قانون و خلاف اخلاق بود...استیضاحی که در مجلس صورت گرفت غلط بود ، چند ماه مانده به پايان كار دولت،‌استيضاح يك وزير آن هم به خاطر مسئله اي كه مربوط به وزير نيست،‌چه علت و فايده اي دارد؟... آنچه اخیراً در قم روی داد، اقدامی غلط است و بنده کاملاً مخالف این کارها هستم ....دشمن نقشه ها و توطئه هایش را در مسائل اقتصادی متمرکز کرده است.


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه بیست و ششم اسفند 1391 | 23:54 | نویسنده : حسن صالحی |
باتمام حرف حدیثهائی که بعداز موضع مدیرعامل بانکلی برای این موسسه بزرگ مالی اسلامی وخاورمیانه پیش امدن تنها هنوز هرجا سخن از اعتماد است نام بانک ملی به درخشندگی میدرخشد بلکه....


ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391 | 16:12 | نویسنده : حسن صالحی |
استیو هنک، اقتصاددان و یکی از نظریه‌پردازان که در حوزه اقتصاد عملی مشغول فعالیت است، در مصاحبه‌ای با دادن توضیحات در خصوص نظریه تورم حاد، شرایط امروز ایران را در این خصوص تشریح کرده است. وی بر این باور است، در اوضاع کنونی اقدامات دولت در راستای بد‌تر کردن وضعیت تورمی در ایران است. مصاحبه وی شامل نکاتی قابل توجه است که خواندن آن هر مخاطبی را به تأمل وامی‌دارد.

توضیحات: رمز برای آقای علوی کد شعبه نادری



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391 | 10:42 | نویسنده : حسن صالحی |

emammm.jpg
اگر حجاب ظهورت وجود پست من است

خدا کند که بمیرم

یار نیامد....



تاريخ : سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391 | 0:5 | نویسنده : حسن صالحی |
  • قیمت یورو
  • سرکه