بسمه تعالی

تخلیص ونقدی بر متن سنت گرائی وتجدد ستیزی در ایران

مقدمه:

به ایده نویسنده، سنتگرائی تجدد ستیز درطی چند دهه گذشته در ایران تکوین یافته وپس ازانقلاب اسلامی به جریان فکری وسیاسی عمده ومسلط تبدیل شده است .وی هدف خودرا در قلم زنی دراین مقوله توضیح زمینه های تاریخی ،اجتماعی و روانشناختی این جریان فکری می داند چرا که با توجه به غلبه سنتگرائی تجدد ستیزدر انقلاب اسلامی ایران توضیح زمینه های تاریخی ،اجتماعی و روانشناختی آن در توضیح سرشتاجتماعی انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران مفید خواهد بود .

نویسنده معتقد است جنبش انقلابی سالهای 7-56بهنحوه فزاینده ای آشکاری پیدا و مواضع فرهنگی- اجتماعی و سیاسی خود را مسلط ساخته است .از جمله این مواضع کنترول و تهذیب اخلاقی و فرهنگی بر حسب معیارهای سنتی ،اعمال اصل گزینش ایدئولوژیک، ترویج شیوه ها وانواع خاصی از ((تکنیکهای بدن )) ،تقبیح اندیشه های ناسیونالیست مدرن ،سلطه ایدئولوژیک و اصالت رهبری وپیشوائی در قالب نهاد ولایت مطلقه فقیه وبسط ایدئولوژی فراگیرو کل نگر .

نقد:

با توجه به این که متن در دسترس انتخابی و از یک متن بالا دستی است و مطالب قبل و بعد آن در دسترس نیست مشخص نیست رویکرد نویسنده از عبارت سنت گرائی و تجدد  ستیزی در جنبش انقلاب اسلامی در این مختصر یک رویکرد مثبت است یا منفی .با این حال نقد حاضر به به رویکرداحتمالا منفی نویسنده است .

اگر بنا بر رویکرد  منفی نویسنده باشد این رویکرد قابل رد است . با این توضیح که هر جنبشی را ایدئولوژی و طرق و متدی است و تنها نمیتوان موارد بر شمرده از خصیصه هایی که فوقا به عنوان ویژگیهای ایدئو لوژی این جنبش بر شمرده شداز زاویه منفی و اصطحکاکی پیشرفت بدان نگریست .بلکه این ویژگیها نوعا ایدئولوژی و طرق دست یابی به موفقیت (پیروزی جنبش ) است .بدین ترتیب نمی توان ایدوئولوژی متد یک چنین جنبش دارای شهرت بین المللی راجزئ نقاط ضعف آن بر شمرد. که بقول خود نویسنده بهد بیش از سی واندی سال پا بر جا مانده و همچنان در حال پیمودن ره پیشرفت داخلی و توسعه خارجی است . اگر سنت گرائی ضدیت با میراث روشنگری است پگونه پیکر بی روح تجدد یعنی تکنولوژی که نتیجه علم و روشنگری را می خواهد اگر ضدیت با اومانیسم است چگونه در فرهنگ سنت گرائی شیعی اسلامی انسان به مشرق اشراقنائل می شود . اگر ضدیت با مردم سالاری است آزادی وشیوه زندگی دموکراتیک است چگونه مردم این جنبش به اختیار خود و به انتخاب خود شاستگان خود را بر سرنوشت خود مختار می کنند .

اگر سنت گرایان تجدد ستیز محافظه کارانی هستند که خویشتن را در جهانی دشمن صفت ونامانوس میابندوبرای گریز از آزادی مدرن به دامان امنیت سنتی پناه می برند پس جایگاه قانون اساسی که موجب رشد  تعالی جامعهد بشری است کجا است ؟توشه فلسفه اشراق چیست؟ارزش و انسانیت سنت کجا تاراج رفته ؟آیا الینه شدن شکست حصر فرهنگی است ؟اگر سنتگرائی حصر فرهنگی است ضامن بقاع هویت فرهنگی چیست ؟اگر نخبه گرائی و اقتدار طلبی خصیصه منفی سنت گرائی است مصداق کلام الهی در آیه ای از سوره شعرا((با آنها در امور مشورت کن پس زمانی که تصمیم گرفتی توکل به خدا کن ))چه می شود ؟آیا همه افراد جامعه در هر زمینه ای توانائی تصمیم گیری دارند ؟

زمینه تاریخی :

به ایده نویسنده به دلیل اینکه نوسازی واصلاحات در جامعه ایرانی از بالا ،روبنائی و کم عمق بوده ساختار اجتمائی و فرهنگی قدیم چندان تحولی پیدا نکرده است .و طبقات و گروههای سنتیهمچنان مناسبات اجتماعی و جهان بینی خود را حفظ کردند سنت گرائی تحدد ستیز پس از انقلاب و روشن شدن خطوط اختلافات سیاسی میان گروهها وگرایش های مختلف تبلور روشنتری یافتبه دیگر سخن سنت گرایان تجدد ستیز به تدریج اصول عقاید خود را کشف و عمارت فکری خود غبار زدائی کردند و بدین ترتیب سنت گرایان تجدد ستیز با تکیه بر بسیج توده ای و استفاده ابزاری از برخی نهاد های دموکراتیک و نوعی رادیکالیسم اجتماعی مقطعی تسلط یافت .

نقد:

در نقد زمینه های تاریخی نیز باز قابل توجه است که نویسنده بجای پرداختن به عوامل و پارامترهای ایدئولوژیک و مکتبی در پیروزی و استمرارحرکت جنبش به همان عوامل و پارامترها به دیده ی عوامل تخریبی در جهت ممانعت در پیشرفت و توسعه مینگرد.

حتی استراتژیک ترین تاکتیک جنبش انقلاب 57 را که در نتیجه رساندن و پشتیبانی ان در طول سی سال و اندی و مخصوصا در جریان جنگ تحمیلی یعنی بسیج توده ای و استفاده ی ابزاری از برخی نهادهای دموکراتیک را رادیکالیسم اجتماعی معرفی میکند.

در صورتیکه همین بسیج توده ای برخاسته از ایدئولوژی ،مکتب و جهان بینی جنبش انقلاب 57 برخاسته و چه نیک هم جواب داده که حتی الگو برداری از سوی دیگر کشورها در جهت حفظ امنیت و اقتدار هم شده است .

 

زمینه اجتماعی :

از نظر پایگاه اجتماعی جنبش سنت گرای تجدد ستیز متشکل از گروههای ما قبل مدرن و ماقبل سرمایه داری است .

ارمان این جنبش ، ارمان های طبقات بالا و پایین فرماسیون قدیم به شمار میروند که ترکیب انها امیزه های ایدئولوژیک رنگارنگ و غریب تولید میکند.سرشت تعارض امیز و متغییر ایدئولوژی سنت گرای تجدد ستیز تا حد زیادی ناشی از همین امیزش عناصر است. انچه سنت گرایی را به جنبش اجتماعی گسترده تبدیل کرده توانایی ان در بسیج توده هاست که به واسطه ی نوسازی سریع و فرایند شهری شدن و مهاجرت و... در شهرها گرد هم امده اند و از همین طریق سنت گرایی توانسته است ایدئولوژی اساسا نخبه گرایانه ، محافظه کارانه و دموکراتیک خود را به پدیده ای توده ای تبدیل کند.

نقد:

علی رغم اینکه مفهوم منتجع از تک تک کلمات و جملات فوق ظاهرا و باطنا مفهومی مثبت و کارا در تشکیل و تداوم جنبش انقلاب 57 و حتی جامعه ایرانی عملکرد هویتی جنبش چه از سوی توده و چه از سوی نهادها و چه از سوی نخبگان حاصل میشود،نویسنده با یک نگاه جزم اندیشانه سعی در مخربانه جلوه دادن ان را دارد. بسیج توده ای در هر زمینه  که نهایتا منجر به بزرگترین ارمان جامعه یعنی وحدت ملی است را نیز در پروژه جزم اندیشگی سنت گرایی جا میزند. حتی دلیل پرداختن به زمینه ها ی روانی در بحث خود را حمایت اجتماعی سنت گرایان از پایگاه اجتماعی سنت گرایان تجدد ستیز میداند.

زمینه روانی:

زمینه روانی سنت گرایی تجدد ستیز را باید در احساس عدم امنیت و بی پناهی  و فقدان همبستگی و پیوند اجتماعی توده ها در دنیای مدرن جستجو کرد. احساس عدم امنیت ، حقارت و ترس در دنیای مدرن به نوبه خود میل جستجوی قدرت در چنان فردی ایجاد میکند . تنها قدرت است که به انسان نا امن امنیت میبخشد.قدرت بهترین درمان درد ناامنی و بی هنجاری است. ساختار شخصیت اعضا جنبش با ساختار قدرت در درون جنبش انطباق می یابد . احساس ترس و ناامنی و حقارت در دنیای مدرن زمینه تاکید بر هویت تازه و توسل به ایدئولوژی فراگیر و امنیت بخش است. تمایل به احساسات تخریب گرایانه خود از احساس ترس و ناامنی برمیخیزد . دشمن شناسی در ایدئولوژی سنت گرایی مهمترین وظیفه است . احساس خطر و وحشت در مقابل جهان نو روح سنت گرایی را سیراب میکند . از انجایی که سنت گرایان روحا نمیتوانند به سبک مدرن زندگی کنند پس در پی از میان برداشتن این سبک بطور کلی برمی ایند.

نقد:

نویسنده تمام ویژگیها و خصوصیاتی که برای سنت گرایان تجدد ستیز به عنوان عوامل مخرب و منفی در جهت پیشرفت و توسعه جامعه برمیشمارد عینا عواملی است که در هر جامعه پیشرفته و توسعه یافته ضروری مینمایید. چرا که از نظر روانشناختی طبق نظریه ی روانشناس معروف غربی ابراهام مازلو انسان در سلسله مراحل نیازها و پیشرفت خود تابع یک هرم نیاز و پیشرفتی است که برخاسته از روح و طبع انسانی است . در این هرم کف نیاز انسان خوراک و پوشاک است . برای حفظ موجودیتش . در مرحله دوم برای حفظ سلامتش در مقابل سرما و گرما و دشمن جانی نیاز به سرپناه (خانه و کاشانه) دارد . در مرحله سوم نیاز به قدرت دارد تا بتواند از خود دفاع و حراست کند در مرحله چهارم نیاز به پیشرفت و تعالی دارد . پس برای رسیدن به تعالی اخرین درجه  نیاز بشری ، انسان باید سلسله مراتب نیازها را مرتفع سازد .  یعنی نمیتواند به یکباره از مرحله نخست نیاز فیزیولوژیکی  به نیاز تعالی دست یابد زیرا امکان آن فراهم نیست . پس اگر سنت گرایان به این درجه از پیشرفت رفع نیاز رسیده اند این نشان از سلامت روحی_فردی و اجتماعی انان  است نه نقطه ضعف . در خلاصه ترین و مفهومی ترین جمله باید گفت اگر ادعای پیشرفت وانهادن این درجه از رفع نیاز بشری _قدرت_ است ، پر واضح است که هدف خیانت است و زیر پا زدن کودک در حال پیشرفت جامعه ی در حال توسعه  است نه ستیزه با تجدد.

 

 

(حسن صالحی – دانشگاه ازاد اسلامی واحد تاکستان)



تاريخ : جمعه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۴ | 21:48 | نویسنده : حسن صالحی |

بانک ملت از سوی سازمان ملل تحریم نشده است و تنها یکی از بانک‌های تحت کنترل آن در قطعنامه ۱۹۲۹ تحریم شده است.

جدول تحریم بانک ملت



تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۴ | 6:41 | نویسنده : حسن صالحی |

اتحادیه اروپا

بانک ملت در مرداد ۱۳۸۹ مانند چند بانک دیگر از سوی اتحادیه اروپا تحریم می‌شود. مصوبه ۶۶۸/۲۰۱۰ اتحادیه اروپا این بانک را تحریم می‌کند.[۵] در بیان دلایل تحریم، دولتی بودن، پشتیبانی و تامین مالی نهادها و موسسات فعال در موضوع هسته‌ای و موشکی ایران، پشتیبانی از نهادهای تحریم شده از سوی اروپا وسازمان ملل بیان شده است.

در نتیجه دلیل تحریم بانک ملت صرفا هسته‌ای نیست.



تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۴ | 6:40 | نویسنده : حسن صالحی |

بانک ملت

آمریکا

بانک ملت همزمان با بانک‌های ملی و صادرات در ۶ آبان ۱۳۸۶ از سوی وزارت خزانه‌داری آمریکا تحریم شد. استناد قانونی تحریم بانک ملت دستور اجرایی شماره ۱۳۳۸۲ و قطعنامه‌های ۱۷۳۷ و ۱۷۴۷ سازمان ملل است. وزارت خزانه‌داری آمریکا دلیل اصلی تحریم بانک ملت را ارایه خدمات مالی به سازمان انرژی اتمی و کارخانه انرژی نوین بیان کرده است.[۴] می‌توان گفت که تحریم‌ بانک ملت از سوی آمریکا صرفا برای موضوع هسته‌ای بوده است. هر چند استناد به دستور اجرایی ۱۳۳۸۲ در این نتیجه ایجاد تردید می‌کند. این دستور اجرایی برای مقابله با اشاعه سلاح‌های کشتار جمعی (WMD) است



تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۴ | 6:39 | نویسنده : حسن صالحی |

شورای امنیت سازمان ملل

بانک صادرات در قطعنامه ۱۸۰۳ که ۱۳ اسفند ۱۳۸۶ صادر شد، تحریم شد. در این قطعنامه از تمامی دولت‌های عضو سازمان ملل خواسته شده است که مراقبت همکاری‌های مالی خود با بانک ملی و صادرات ایران باشند. این مراقبت به دلیل دوری از درگیر شدن در فعالیت‌های هسته‌ای و مواردی است که در قطعنامه ۱۷۳۷ شرح داده شده



تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۴ | 6:38 | نویسنده : حسن صالحی |

اتحادیه اروپا

بانک صادرات در مرداد ۱۳۸۹ توسط اتحادیه اروپا در مصوبه ۶۶۸/۲۰۱۰[۳] تحریم شد. در بیان دلایل تحریم بانک  صادرات به دولتی بودن بانک، پشتیبانی از افراد و نهادهای درگیر در فعالیت‌های موشکی و هسته‌ای ایران و بازکردن  اعتبارات اسنادی برای آنها؛ اشاره شده است.



تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۴ | 6:37 | نویسنده : حسن صالحی |

در یادداشت‌های قبلی درباره نسبت تحریم بانک مرکزی، تحریم سوئیفت، تحریم نفتی بخش تولید و بخش فروش نفت، تحریم شرکت ملی نفت و تحریم بانک های ملی و سپه؛ با موضوع هسته‌ای بحث شد و در این یادداشت به ادامه تحریم بانک‌های عامل (بانک صادرات و ملت) پرداخته می‌شود.

بانک صادرات

آمریکا

بانک صادرات ایران در ۳ آبان ۱۳۸۶ همزمان با بانک ملی از سوی آمریکا تحریم شد. اما دلایلی که برای تحریم بانک صادرات بیان شده است با دلایل تحریم بانک ملی متفاوت است و مبنای قانونی تحریم بانک صادرات دستور اجرایی شماره ۱۳۲۲۴[۱] است. این دستور اجرایی با هدف بلوکه کردن دارایی‌های گروه‌های تروریستی در مهر ماه ۱۳۸۰ صادر شده است.

در فکت شیت منتشر شده از سوی وزارت خزانه‌داری آمریکا بیان شده است که «بانک صادرات ایران به عنوان یک تامین کننده مالی تروریست‌ها شناخته شده است»[۲]. در ادامه تاکید می‌شود که بانک صادرات و شعبات خارجی این بانک کانال تامین مالی گروه‌های جهادی مانند حزب الله لبنان، حماس، جهاد اسلامی است.



تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۴ | 6:36 | نویسنده : حسن صالحی |

معمای تحریم‌های مرتبط با موضوع هسته‌ای(۶)/تحریم بانک‌های سپه و ملی

چهار ماه پس از تحریم شدن بانک سپه از سوی آمریکا، این بانک توسط شورای امنیت سازمان ملل نیز مورد تحریم قرار گرفت. در قطعنامه ۱۷۴۷ که در ۴ فروردین ۱۳۸۶ صادر شد، بانک سپه بنا بر همان دلایل اعلام شده از سوی آمریکا، تحریم شد.

به گزارش عیارآنلاین، مفهوم «تحریم‌های مرتبط با موضوع هسته‌ای» از مفاهیم مبهم و معماگونه‌ای است که از توافق ژنو وارد ادبیات مذاکرات هسته‌ای ایران با ۵+۱ شد. تلاش می‌شود تا در یک سلسله یادداشت‌ها به بررسی دقیق‌تر این مفهوم پرداخته شود. برای این بررسی چارچوبی در نظر گرفته شد که برآمده از متن فکت شیت ایرانی و اظهارات آقای عراقچی در برنامه گفتگوی ویژه خبری است. به نظر می‌رسد در نظر تیم مذاکره کننده ایرانی برداشتی از مفهوم «تحریم‌های مرتبط با موضوع هسته‌ای» وجود دارد که تقریبا متناظر با تمام تحریم‌های اعمال شده علیه ایران در مدت تشدید شدن پرونده هسته‌ای ایران است. (به یادداشت اول مراجعه شود)

در یادداشت‌های قبلی درباره نسبت تحریم بانک مرکزی، تحریم سوئیفت، تحریم نفتی بخش تولید و بخش فروش نفت و تحریم شرکت ملی نفت؛ با موضوع هسته‌ای بحث شد و در این یادداشت به تحریم بانک‌های عامل (بانک ملی و سپه) پرداخته می‌شود.

بانک سپه

آمریکا

اولین بانک ایرانی که تحریم شد، بانک سپه بود. یعنی شروع تحریم‌های بانکی از تحریم بانک سپه آغاز شد و به سایر بانک‌ها و در نهایت به بانک مرکزی رسید. بانک سپه در ۱۹ دی ۱۳۸۵ (۹ ژانویه ۲۰۰۷) از سوی وزارت خزانه‌داری آمریکا تحریم شد.

۱۲

وزارت خزانه‌داری آمریکا در بیانیه خود به بیان دلایل تحریم بانک سپه می‌پردازد.[۱] در این بیانیه تحریم بانک سپه به دستوراجرایی ۱۳۳۸۲ که در تیر ۱۳۸۴ تصویب شده بود مستند می‌شود. در این دستور اجرایی برخی از موسسات و نهادهای فعال در بخش موشکی ایران از سوی آمریکا تحریم می‌شوند و در آن قید می‌شود که نهادها و موسساتی که به نهادهای تحریم شده خدمات ارایه کنند تحریم و یا تنبیه خواهند شد.

در بیانیه آمده است «امروز بانک سپه به دلیل پشتیبانی و ارایه خدمات به شرکت‌های تحریم شده، تحریم می‌شود» و دلایل تحریم را موارد زیر می‌شمارد:

  • تامین مالی و ارایه خدمات به:
    • صنایع هوا و فضای ایران (AIO)
    • گروه صنایع شهید همت
    • گروه صنایع شهید باکری

این نهادها قبلا از سوی آمریکا به عنوان توسعه دهندگان و اشاعه دهنده سلاح‌های کشتار جمعی (WMD) در تیر ۱۳۸۶ تحریم شده بودند.

در این بیانیه به صورت تفصیلی به تشریح دلایل تحریم بانک سپه پرداخته می‌شود که تمامی آنها در حوزه سلاح‌های کشتار جمعی (یا به عبارتی سلاح‌های با تخریب بالا) قرار می‌گیرد. در نتیجه تحریم بانک سپه از سوی آمریکا مرتبط با فعالیت‌های هسته‌ای ایران نیست.

شورای امنیت سازمان ملل

اما بانک سپه از سوی سازمان ملل نیز تحریم شده است. چهار ماه پس از تحریم شدن بانک سپه از سوی آمریکا، این بانک توسط شورای امنیت سازمان ملل نیز مورد تحریم قرار گرفت. در قطعنامه ۱۷۴۷ که در ۴ فروردین ۱۳۸۶ صادر شد، بانک سپه بنا بر همان دلایل اعلام شده از سوی آمریکا، تحریم شد. یعنی حمایت و پشتیبانی مالی و ارایه خدمات به : صنایع هوا و فضای ایران، گروه صنایع شهید همت و گروه صنایع شهید باکری (این نهادها در قطعنامه قبلی سازمان ملل تحریم شده بودند). تحریم بانک سپه از سوی شورای امنیت با موضوع هسته‌ای ایران مرتبط نیست.

QAZX

اتحادیه اروپا

اتحادیه اروپا نیز در کمتر از یک ماه که از صدور قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل می‌گذشت، بانک سپه را با پشتوانه قطعنامه‌ سازمان ملل تحریم کرد. در مصوبه ۴۴۱/۲۰۰۷ که متمم مصوبه ۴۲۳/۲۰۰۷ است، این تحریم‌ اعمال شده است. در نتیجه به همان دلایل اعلام شده در قطعنامه استناد شده است.

Capture1

بانک ملی

بانک ملی ایران در ۳ آبان ۱۳۸۶ از سوی آمریکا تحریم شد. تحریم بانک ملی نیز بر اساس دستور اجرایی ۱۳۳۸۲ است. در فکت شیت منتشر شده از سوی وزارت خزانه‌داری آمریکا[۲] دلایلی برای تحریم بانک ملی ایران بیان شده است. این دلایل عبارتند از:

  • بانک ملی به نهادها و موسسات تحریم شده که در فعالیت‌های موشکی و هسته‌ای درگیر هستند، ارایه خدمات می‌دهد
  • تراکنش‌های مرتبط با بانک سپه را در ماه‌های اخیر انجام می‌دهد.
  • خرید مواد حساس برای فعالیت‌های هسته‌ای و موشکی ایران
  • گشایش اعتبار اسنادی برای فعالیت‌های هسته‌ای و موشکی ایران

ZQA

در نتیجه بانک ملی به دلایل فعالیت‌های موشکی و هسته‌ای از سوی آمریکا تحریم شده است.

شورای امنیت سازمان ملل

بانک ملی در قطعنامه ۱۸۰۳ که ۱۳ اسفند ۱۳۸۶ صادر شد، تحریم شد. در این قطعنامه از تمامی دولت‌های عضو سازمان ملل خواسته شده است که مراقبت همکاری‌های مالی خود با بانک ملی و صادرات ایران باشند. این مراقبت به دلیل دوری از درگیر شدن در فعالیت‌های هسته‌ای و مواردی است که در قطعنامه ۱۷۳۷ شرح داده شده است.

QWSD

اتحادیه اروپا

بانک ملی در تیر ۱۳۸۷ توسط اتحادیه اروپا تحریم می‌شود. دلایل اتحادیه اروپا همان دلایل بیان شده از سوی آمریکا به همراه استناد به قطعنامه ۱۸۰۳ شورای امنیت سازمان ملل است. در نتیجه تحریم تنها مرتبط با فعالیت‌های هسته‌ای نیست.

۵۱

Capture2

_____________________________________________________________________________

[

 



تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۴ | 23:13 | نویسنده : حسن صالحی |

شناخت زندگی اجتماعی

چکیده

ما در این مجال برآنیم تا نشان بدهیم که خیلی قبل از اینکه انقلاب شناختی در دنیا روی دهد، روانشناسی اجتماعی بر موضوعاتی تاکید داشت که امروزه ما آن را به عنوان شناخت اجتماعی می شناسیم: تفاسیر ذهنی مردم درباره ی موقعیت های اجتماعی و مفاهیم و فرایندهای شناختی ذیل این تفاسیر. سپس، دو سوال را مورد بررسی قرار داده ایم: آیا شناخت اجتماعی مفاهیم مشخص و فرایندهای شناختی را در برمی گیرد و چطور فرایندهای اجتماعی می توانند خودشان را شکل دهند و شناخت را محدود کنند. ما اذعان داریم که شناخت اجتماعی نه تنها شدیداً بر شناخت عمومی بلکه بر مفاهیم منحصر به فرد ( مثل، کارگزار، قصدمندی) و فرایندهای منحصر به فرد ( مثل، فرافکنی، محدودیت، توجه مشترک) تکیه دارد. در ضمن، به نظر ما فرایندهای اجتماعی نقش بسزایی در توسعه و توضیح چند فرایند شناختی عمومی شامل یادگیری، توجه و حافظه ایفا می کند. در نهایت، چشم اندازهای رویکرد اخیراً درحال توسعه، را برای مطالعه ی شناخت اجتماعی ( عصب شناسی اجتماعی) و دو مسیر آینده ی بالقوه ( شناخت اجتماعی محاسبه ای و رباتیک اجتماعی ـ شناختی) تفسیر کرده ایم.

کلیدواژه ها: تاریخ، روانشناسی اجتماعی، نظریه ی ذهن، ارتباطات، رباتیک، شناخت اجتماعی، محاسبه

1. مقدمه

بشر با درک، توجه به محیط و به خاطر سپردن اطلاعات ورودی در چارچوب مفاهیم مانند "عدد" و "علت" به کشف و بررسی عالم می پردازد. درحالیکه این توانایی های کلی بستر هر نظریه ی شناختی را شکل می دهد، زندگی اجتماعی دانشمندان شناختی را با مجموعه ی منحصر به فردی از سوالات روبرو می سازد. تعامل بین افراد با اهداف و نیت های مختلف چطور ممکن است؟ مبنای فهم مشترک چیست که به افراد در جوامع انسانی اجازه می دهد تا در زندگی اجتماعی مشارکت داشته باشند و چطور آنها به این فهم نایل می شوند؟

جامعه شناسی باید با توضیح ساختارهای اجتماعی جمعی به این سوالات و سوالاتی از این دست پاسخ مناسب بدهد؛ با این حال، برای حفظ این ساختارها در اذهان افراد تلاشی صورت نگرفته است. در مقابل، تقریباً در طول تاریخ بشری، روانشناسی اجتماعی این سوالات و سوالاتی از این دست را با تمرکز بر پدیده های شناختی، بررسی توانایی انسان برای درک، حضور در محیط و به خاطر سپردن اطلاعات اجتماعی کشف کرده است. ما بر این اساس به طور خلاصه تاریخ روانشناسی اجتماعی را نشان می دهیم و سپس به بررسی اثر متقابلش با شناخت کلی می پردازیم، که آیا شناخت اجتماعی مفاهیم و فرایندهای منحصر به فرد را در بر می گیرد که پا را از شناخت کلی فراتر بگذارد؛ و چطور فرایندهای اجتماعی می توانند خودشان را شکل دهند و فرایندهای شناختی را محدود کنند. در نهایت، به آینده چشم دوخته ایم تا بررسی کنیم که چطور عصب شناسی اجتماعی، مدلسازی محاسبه ای و رباتیک شناختی می تواند ماهیت شناختی و اجتماعی تعامل بین اذهان افراد را روشن سازد.

2. کی و چرا مقوله ی شناخت در حوزه ی روانشناسی اجتماعی، مسلط شد

از ابتدای این رشته، روانشناسی اجتماعی بر رفتارگرایی اصرار داشت. برخی از پدیده هایی که در اوایل قرن 20 خوب بررسی شده بودند مانند رفتار جمعیت، تسهیل اجتماعی و تقلید، در اصل با حداقل فرایندهای شناختی سروکار داشتند، اما در اوایل 1908، این رشته با تکیه بر قضاوت راجع به غریزه و عواطف مسئول پدیده های اجتماعی کلاسیک شد. روانشناسان اجتماعی به ندرت دیدگاه طرفداران فلسفه حسی ( عینت گرایان) راجع به مکانیزوم محرک ـ پاسخ را مد نظر قرار دادند اما بر این موضوع تمرکز کردند که محرک برای افراد چه معنی دارد و چطور این تفاسیر ذهنی رفتار اجتماعی را هدایت می کند.

در دهه ی 1930، موضوع محتوایی روانشناسی اجتماعی در ابتدا تا جد زیادی بر نگرش ها تمرکز کرده بود. پس از آن، لوین نظریه ی را مطرح کرد که در آن نظریه درک کنندگان اجتماعی خودشان را و محیط اطرافشان را در فضای روانی ذهنی نشان می داد. تفکر لوین شدیداً بر تحقیقات روانشناسی نسل بعد اثر گذار بود. فستیگر نظریه ی مقایسه ی اجتماعی را مطرح کرد که فرایندهای شناختی را توضیح می داد که به وسیله ی آن افراد عملکرد خودشان را زمانی ارزیابی می کنند که واقعیت مادی اطلاعات کافی را ارائه نمی دهد: افراد خودشان را با اعضای گروه شان مقایسه می کنند. با یک چنین مقایسه ای امکان به وجود آمدن تنش و مخالفت زیاد بود که از این رو باید از طریق تغییرات درون افراد، گروه یا رابطه شان مشکلات را جل کنیم. این نظریه کار خودش با دینامیک های گروه ( مثل، چطور منحرفین در گروه اصلاح می شوند) اما به طور موثرتری، مرحله را برای نظریه ی شناختی زمان خودش تنظیم کرد: نظریه ی از هم گسیختگی شناختی فستینگر. با سرمایه گذاری روی نظریه ی هیدر درباره ی ناپیوستگی شناختی، فستینگر تنش مخالفت و راه حل آن را بررسی کرد، اما اکنون این مخالفت کاملاً درون ذهن افراد باقی است. آنها در آزمایشات هوشمندانه ی خود به شرکت کنندگان در تحقیق، حالت های شناختی غیرمستمر را القا کردند و تغییرات قابل اندازه گیری در رفتار اجتماعی مسیری را دنبال کرد که با فرایند شناختی حل کننده ی این عدم پیوستگی بررسی شد. دیگر محققین موثر در این راه نه تنها فرایندها بلکه مفاهیم و فرضیات اساسی را به افراد نشان دادند تا وارد تعامل اجتماعی شوند. به همین ترتیب، یک چنین تحلیل های راجع به مفاهیم و فرایندها روانشناسی اجتماعی را به عنوان مسائل شناختی حداقل یک دهه قبل از تفیک شناختی تعریف کرد که حوزه های دیگر روانشناسی تغییر داده شده بودند.

3. یافتن رد پایی از امور اجتماعی در شناخت اجتماعی

اما اگر رفتار اجتماعی اساساً بر شناخت تکیه کند، شناخت اجتماعی به طور مجزا چه اجتماعی را ایجاد می کند؟ فیسک در میان دیگر محققین ادعا کرد که توانایی شناخت اجتماعی را می توان به عنوان "تفکر درباره ی افراد" تعریف کرد. به جای تمرکز بر مشکلات ریاضی، نقاشی یا حرکت توپ بیلیارد، شناخت اجتماعی اشخاص را به عنوان اهداف خود در نظر می گیرد. در این رابطه، شناخت اجتماعی زیرمجموعه ی از روانشناسی شناختی است که اساساً توسط مفاهیم تفسیری مختلف تعیین می شود که ورای آن فرایند شناختی کلی را اعمال می کند.

اما اشخاص موضوعات مجزاتری از شناخت نسبت به موارد مذکور هستند. چند ویژگی منحصر به فرد زمانی بروز می یابد که اشخاص با یکدیگر به صورت دو نفره و گروهی در تعامل باشند ـ ویژگی هایی که درک کننده ی اجتماعی باید کاملاً آن را مدنظر قرار دهد.

ابتدا، درک کننده ی اجتماعی باید تشخیص دهد که آنچه که رفتار شخص دیگر را هدایت می کند اثر پیچیده ی حقایق درباره ی عالم و حالت های ذهنی غیرقابل مشاهده است که به طور ذهنی این حقایق ( مثل، تصورات، باورها، و نیت ها) را نشان می دهد و درک کننده ی اجتماعی باید استنباط کند و یک چنین حالت های ذهنی را ردیابی کند. دوم، به دلیل اینکه این حالت های روانی به طور دینامیک تغییر می یابد همانطوریکه عالم در حال تغییر و تحول است، درک کننده ی اجتماعی باید پیوسته استنباطات خودش درباره ی حالت های روانی دیگران را بروز رسانی کند و رفتارش را مطابق با آن تنظیم کند. سوم، تعامل اجتماعی بین دو یا تعداد بیشتری از مردم که درکی دوجانبه دارند شدیداً منعکس کننده است: درک کننده ی اجتماعی باید نه تنها حالت ذهنی و روانی فرد مقابل را بلکه باید تفکرات افراد دیگر درباره ی خود حالت های روانی درک کننده را بفهمد. و هر بار درک کننده رفتار خودش را در پرتو این استنباطات راجع به حالت های روانی شخص دیگر و فی نفسه تغییر حالت روانی فرد مقابل تنظیم کند ( یعنی فرد باید برای برقراری رابطه ی بهتر رفتار خودش را با توجه به حالات روانی فرد مقابل هماهنگ نماید). این به روز کردن دائم و انعکاسی حالات روانی چالش محاسبه ی مهمی را ارائه  می کند و توانایی فرد برای انجام یک چنین تعامل اجتماعی قوی و پویا یکی از بزرگترین دستاوردهای شناخت بشر است.

چطور انسان می تواند با این چالش مواجه شود؟ برای یک چیز، آنها مشتاقانه نسبت به جریان سریع و وسیع اطلاعات حساس هستند ـ که شامل حالات چهره طرف مقابل، ژست ها، تماس با اشیا، تن صدا، انتخاب واژگان و غیره می باشد. در طرف دیگر، آنها این اطلاعات را در مجموعه ی از مفاهیم تنظیم می کنند که به طور مجزا در طبیعت هستند. کارکرد اولیه ی این مفاهیم دسته بندی و طبقه بندی برخی محرک های ورودی در طبقات ابتدایی است که سپس پردازش بیشتر را هدایت می کند.

برای مثال، از اولین سالهای زندگی، انسان موضوعات خود کششی را در طبقه ی عامل قرار می دهد؛ آنها برخی حرکات هماهنگ را به عنوان هدف گرا می بینند: آنها حرکات چشم و سر را دنبال می کنند تا هدف و نظر فرد مقابل را پیش بینی کنند و به مرور یاد می گیرند که چطور می توان نیت افراد را از رفتارهای غیرعمدی شان تشخیص داد. به خودی خود، اعمال عمدی جستجو برای حالات روانی مشخص را هدایت می کند که در ذیلاین اعمال مانند باورها، تمایلات و نیات قرار می گیرند.

از این جهت، مفاهیم نظریه ی ذهن چارچوب توضیحی ـ علی را برای تفسیر رفتار قابل مشاهده از جهت حالات روانی فراهم می کند. در این چارچوب، بسیاری از فرایندها اطلاعات ورودی مشخصی را ارائه می کنند ( مثل، بازشناسایی چهره، خیره خیره نگاه کردن، بررسی هدف) و فرایندهای دیگر به درک کننده این اجازه را می دهد تا ورای این اطلاعات دلیل بیاورد ( مثل، تاثیر عواطف ویژه، پیش بینی عمل بعدی). برخی از این فرایندها شاید حوزه ی ویژه ی ( با حساسیت نسبت به اطلاعات اجتماعی خاص) داشته باشند اما اساساً هم چنان ادراک، رده بندی و استنباطی هستند، و هم چنین فرایندهای استدلالی که بر اساس این ورودی ها عمل می کنند به طور قابل بحثی در طبقات آشنای شناختی با محتوای مجزا قرار می گیرند.

در عین حال، برخی فرایندهای اجتماعی ـ شناختی کاندید یگانگی هستند که فرایندها صرفاً در آن عملیات های شناختی عمومی با محتوای گزینشی نیستند، در عوض، اطلاعات درباره ی اشخاص و تنها اشخاص را پردازش و تغییر می دهند. برای مثال، انسان ها در دیگران حالت مستمر خودشان، ادراکات، ترجیحات و حتی نگرش ها و باورها را فرافکنی می کنند. درحالیکه برخی نویسندگان شرایطی را نشان داده اند که تحت چنین شرایطی این نگزش می تواند عامل مخرب شناخت باشد، در مقابل دیگر نویسندگان بر اهمیت مزیت های اجتماعی و پیش بینی کننده ی آن تاکیده کرده اند. مکانیزم شناختی اساسی یک چنین پیش بینی خودمحور احتمالاً شکلی از شبیه سازی است که در این شبیه سازی درک کننده از حالت خودش به عنوان ورودی پیش فرض در مدل پیش بینی کننده ی حالات یا رفتارهای شخص دیگر استفاده می کند. با این وجود، شبیه سازی خود محور کاربردی در دنیای غیراجتماعی ندارد. تنها به دلیل اینکه انسان ها به ذهن خودشان دسترسی دارند می توانند از اطلاعات در دسترس به عنوان مدلی آفلاین از آنچیزی استفاده کنند که ممکن است در ذهن افراد دیگر باشد. اساساً، شبیه سازی اجتماعی را می توان به عنوان شکلی از تخیل تعیین کرد ـ اما آیا شبیه سازی به عنوان نسخه ی اجتماعی تخیل بروز می کند یا تخیل به عنوان عامل تعمیم دهنده ی شبیه سازی اجتماعی بروز می کند که هر دوی اینها از جمله سوالاتی هستند که ذهن بشر را به خود مشغول ساخته اند.

کاندید دیگر برای مکانیزم شناختی ـ اجتماعی شامل:

  • تقلیدـ هنگامیکه فرد کار شخص دیگر را مشاهده می کند درصدد برمی آید که آن کار را مانند او به انجام دهد؛
  • دلسوزی خودکار ـ هنگایکه فرد رفتار و حالت احساسی فرد دیگر را تقلید می کند، باعث می شود که همان احساس را در خودش برانگیزد.
  • توجه مشترک ـ هنگامیکه دو نفر توجهشان به یک شی جلب می شود و هر یک تشخیص می دهند که دیگری تشخیص داده است که هردوی آنها توجهشان به همان شی جلب شده است.

اگرچه این پدیده ها همگی با مکانیزم های اساسی توجه، ادراک و حافظه سروکار دارند، آنها شرایط برانگیختگی منحصربه فرد، محتوای نمایشی و ویژگی ها مختص به هر فرد را دارند.

4. تاثیر اجتماعی بودن بر شناخت

تاکنون به توجه به دریافت های ما، شناخت نقش مهم و برجسته ای در فرایند اجتماعی ایفا می کند. اما فرایندهای اجتماعی نیز نقش بسزایی در توسعه و روشن سازی بسیاری از فرایندهای شناختی عمومی ایفا می کند. جوامع انسانی خواهان ترکیبی منحصر به فردی از همکاری و رقابت هستند و ارتباطات تعاملی ابزار قوی است که بوسیله ی آن افراد دیدگاه های دیگران را نشان می دهند و بدین وسیله در وقت نیاز به راحتی با دیگران همکاری یا رقابت می کنند. ارتباطات تعاملی بخش مسلط زندگی اجتماعی انسان است چنانکه بر توسعه و شکل ظرفیت های شناختی عمومی تر تاثیر می گذارد.

فراگیری زبان نمونه ی مشخصی از این موضوع را ارائه می کند که چطور ارتباطات تعاملی می تواند بر توسعه ی شناختی تاثیر گذارد. میزانی که در آن کودک معنا و گرامر زبان بومی خود را یاد می گیرد به نحوه ی درگیری کودک در فعالیت های ارتباطاتی بستگی دارد و اینکه چه نوع زبانی این مردم برای کودک مدلسازی می کنند. برای مثال، خواهر و بردارهای بزرگتر برای کودکان کوچکتر از خودشان فرصت برقراری ارتباط را فراهم می کنند و این ارتباطات اغلب علایق و دیدگاه های مخالف را انعکاس می دهد. در نتیجه، هنگامیکه بچه های بعدی با بچه اولی های خانواده در مثلاً سن 6 سالگی با هم مقایسه می شوند، بچه های بعدی مهارت های مکالمه ای بهتری از خود نشان می دهند و از ضمیرهای شخصی برای اشاره به اشخاص خیلی بهتر و زودتر از بچه های اولی استفاده می کنند. ضمایر از قرابت با مراجع پرتکرار برای حالات روانی استفاده می کنند و به همین ترتیب، کودکان دارای خواهر و بردار نیز نظریه ی پیشرفته ی عملکرد ذهن را نشان می دهند. از این جهت، روابط ارتابطی می تواند کودکان را قادر سازد تا فرصت دست یابی به مهارت های زبانی و مهارت های اجتماعی ـ شناختی را داشته باشند و ضمناً دو مورد آخری می توانند یکدیگر را تقویت کنند.

فرای نقش آن در فراگیری زبانی، ارتباطات تعاملی شکل می دهند که چطور افراد تعاملشان را با دنیای مادی مفهومی کنند. برای مثال، هنگامیکه افراد با هم هماهنگ هستند که چه کار و موضوعی را وظیفه مدار بنامند، آنها با هم توافق می کنند که چطور این کارها و موضوعات را مفهومی کنند. یک چنین مفهوم سازی هماهنگ شده ای از طریق گروه گسترش می یابد همانطوریکه اعضای گروه باهمدیگر کار می کنند. این فرایند هماهنگی شناختی از طریق ارتباطات می تواند توضیح دهد که چطور عضویت در جامعه ی زبانی خاص بر نمایش ذهنی فرد از زمان، حرکت، روابط فضایی، صدای موسیقی و رنگ تاثیر می گذارد.

ارتباطات تعاملی نیز توجه، یادگیری و حافظه فرد را تشکیل می دهد. برای مثالف ویکلیس و کورتر مقایسه کردند که چطور برقراری ارتباط یادگیرنده ی تک نفره و دونفره در طبقه ی بندی موضوع پیچیده ی یادگیری قرار می گیرد. درحالیکه دو نفر دیدگاه هایشان راجع به موضوعات را از طریق گفتگو ابراز می دارند، آنها توجه گزینشی را به بیشتر ویژگی های موضوع جلب می کنند و یادگیری طبقه ای دقیق تر و سریعتری را نشان می دهند. بدون مزیت ارتباط تعاملی، یادگیری تک نفره نمی تواند چندان قوی این ارزیابی ها را انجام دهد. در حوزه ی حافظ، تحقیقات نشان می دهد که افراد اگر اطلاعات را بادیگران به گفتگو بنشیند به احتمال زیاد در ذهن نگه می دارند؛ از این طرف اگر آنها اطلاعات را از ارتباطات مستقیم بدست آورند تا شنیدن از این ور و آن ور، بهتر می توانند آن را بفهمند و در ذهن حفظ کنند؛ و هنگامیکه پیغام را با توجه به انتظار مستمع تنظیم کنند، آنها بعداً پیغام را به درستی به خاطر می آورند.

خلاصه، ارتباطات تعاملی بر فرایندهای شناختی معین از قبیل فراگیری زبان و فرایندهای شناختی عمومی مثل طبقه بندی، توجه، یادگیری و حافظه تاثیر می گذاردند. همزمان، ارتباطات شدیداً بر این فرایندهای شناختی ویژه تکیه دارد و از این رو خودش نمونه ی برجسته از وابستگی متقابل امور اجتماعی و شناختی است.

5. مسیرهای موردنظر برای تحقیقات بعدی: از عصب شناسی اجتماعی تا رباتیک شناختی

در طول دو دهه ی گذشته، کاربرد شیوه های عصب شناسی شناختی برای سوالات اساسی شناخت اجتماعی هیجان قابل ملاحظه ای را ایجاد کرده است. اولاً، تحقیقات در این حوزه بر موقعیت یابی مفاهیم دقیقاً تعریف شده مانند نظریه ی ذهن در مجموعه ی محدود از مناطق مغز متمرکز شده است که توسط تلاش برای موقعیت یابی مفاهیم مشخص تر مانند استنتاج باور پیگیری می شود. این نتایج مناطق مغز را شناسایی کرده اند که برای استنتاجات درباره ی پدیده های اجتماعی در مقابل پدیده های مادی انتخاب شده اند و نشان داده اند که استدلال درباره ی حالات روانی مجزا از استدلال درباره ی مردم است. درحالیکه این رویکزد قطعاً از ایده ی وسیعی حمایت می کند که فرایندهای اجتماعی ـ شناختی تا حدی حوزه ی محور است، تاکنون بر سر قولش درخصوص مکانیزم های دقیق نمانده است که به وسیله ی آن این فرایند اجرا شود. این مهم تاحدی بدین دلیل است که هر ناحیه ی معین از مغز نوعاً مرتبط با وظایف مشخصی است و هر وظیفه ی معین نوعاً چند ناحیه از مغز را به حرکت وا می دارد. مهمتر از همه، ما اخیراً خیلی راجع به مکانیزم های محاسبه ای نمی دانیم که ذیل فعالسازی در نواحی معین مغز قرار می گیرد؛ و در عوض، راجع به پردازش اطلاعات می دانیم که از سوی وظایف اجتماعی ـ شناختی استاندارد برانگیخته می شوند. ظرفیتی چون شناخت اجتماعی یا نظریه ی ذهن از یک رشته ی کلی مفاهیم و فرایندهای مجزا تشکیل شده است، همانطوریکه ما قبلاً استدلال کردیم، و اغلب خیلی کامل مشخص نیست که آیا وظیفه ی معین مانند استنباطات شفاهی از داستان ها، عکس ها یا ویدئوها ـ به طور معتبر اعتماد شرکت کننده راجع به مفاهیم معین/ یا فرایندهای معین ارزیابی می کند.

یک شیوه برای جلب توجه به مکانیزم در تحلیل سطح عصبی اولاً تلاش برای نظریه پردازی در تحلیل سطح شناختی است. درست پدیده هایی مانند حافظه به مولفه های پردازشی و موقتی شان تقسیم شده اند، بنابراین باید پدیده هایی مانند نظریه ی ذهن در مولفه های مربوطه تحلیل شوند. چنین تحلیلی مفاهیم مجزا ( مانند قصدمندی، باور، عاطفه) و فرایندهای مجزا ( مثل، استنباط، همانندسازی، تقلید) را شناسایی خواهد کرد و تعاملات بین مفاهیم مشخص ( از قبیل هدف) و فرایندهای معین ( مثل، تجزیه ی حرکت انسان؛ ترسیم استناتاجات هدف از آن حرکت) دقیقاً بیان خواهد کرد. دانستن بیشتر درباره ی تعامل مفاهیم و فرایندها نیز به توضیح درباره ی انواع پدیده های جالب کمک می کند مانند چرا کودکان برخی مفاهیم اجتماعی ـ شناختی را زودتر از بقیه یاد می گیرند و چرا بزرگترها سریعتر مفاهیم که اول یاد گرفته اند را نسبت به مطالبی که بعداً یاد گرفته اند، استنباط می کنند.

رویکرد تحلیلی به مفاهیم شناختی، فرایندهای و مقیاس های معتبر را می توان با طراحی مدلهای محاسبه ای از ظرفیت های اجتماعی ـ شناختی تقویت کرد. درحالیکه یک چنین مدلسازی در حوزه ی چشم انداز، استدلال، یادگیری و پردازش زبان غالب شده است، حوزه ی اجتماعی ـ شناختی چند مزیت با خود به همراه دارد. هنگامیکه محققین مدلها استنباطات هدفمند یا توجه مشترک را ایجاد می کنند، آنها باید در توضیح و بیان مفاهیم و فرایندهای اجتماعی ـ شناختی مربوطه دقیق باشند و باید تعهدات نظری شان را صریح بیان کنند. برای مثال، درحالیکه روانشناسان اجتماعی اغلب بحث می کنند که افراد حالت های ذهنی و روانی دیگر را به طور نادرست و گهگاهی استنباط می کنند، مدلهای محاسبه ای باید شرایطی را تعیین کنند که تحت آن شرایط افراد یک چنین استنباطی بکنند و اینکه چطور چنین مدلهایی می تواند پیش بینی های جدید درباره ی کارکرد شناختی و فرایند عصبی اساسی آن را تولید کند.

سرانجام، مدلهای محاسبه ای را می توان در ربات ها اجرا کرد ـ ماشین های تعبیه شده ای که قادر به تعامل با انسان ها هستند. طراحی یک چنین ربات هایی مسیرهای جدید و جذابی را برای پژوهشگران نه تنها برای آزمایش مدلهای محاسبه ای ظرفیت های اجتماعی ـ شناختی در محیط طبیعی بلکه به منظور بررسی شرایطی می گشاید که تحت آن شرایط انسان ها را به ویژگی هایی چون هدفمندی، اراده آزاد یا سرزنش رفتار دیگران نسبت می دهد. با کنترل آزمایشی ظرفیت های واضح و واقعی ربات، محققین می توانند شرایط دقیق را شناسایی کنند که مفاهیم و فرایندهای اجتماعی انسان را فعال می کند و شاید حتی برخی تاثیرات آشنا ارتباطات تعاملی در خصوص مسئله ی شناخت را بازتولید می کند. سطح بالایی از کنترل که توسط عامل مصنوعی ایجاد شده است می تواند فهم عمیق تری از تاثیر دوجانبه را فراهم کند که هر تعامل بین عامل های انسانی را به درستی اجتماعی می کند. هر چه ما بتوانیم ورودی های اطلاعاتی را برای تعامل دقیق تر تشخیص دهیم و فرایندهای شناختی را در هر فرد دقیق برانگیزیم، بهتر می توانیم بفهیم که علت چیست و چطور یک چنین فعالیت های اجتماعی به عنوان توجه مشترک، همکاری و مذاکره بیان می شود. دقیقاً باید انسان یا یک ربات باید ویژگی ها را چنان نشان دهد که شخص دیگر در حالت معین بتواند مطابق با آن تجربه ی مشترک واکنش نشان دهد. یکپارچگی روانشناسی اجتماعی تجربی، عصب شناسی، مدلسازی محاسبه ای و رباتیک شناختی می تواند به روانشناسان اجتماعی و دانشمندان شناختی این امکان را بدهد تا پایشان را فراتر از پیش بینی الگوهای شناخت و عمل فردی گذارند و هم چنین اجازه می دهد تا مسئول ظهور پدیده ها در هسته ی زندگی اجتماعی باشند: جمعی، اعمال وابسته ی دوجانبه ی گروه های دو نفره و گروه های بیش از دو نفر.



تاريخ : شنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۴ | 1:28 | نویسنده : حسن صالحی |

بسمه تعالی                             

موضوع :دولت وتوسعه در سنگاپور

 

مقدمه "در میان کشورهای درحال توسعه از نظر رشد اقتصادی ،کاهش فقر ،ادغام دربازارهای جهانی وافزایش سطح زندگی ،هیچ کشوری به اندازه ببرهای آسیایی موفقیت کسب نکرده است .رشد اقتصادی بالای هفت درصد دراین کشورها مرهون ترکیب مزیتها،زمینها،وبرنامه های توسعه ملی با الگوهای بازار وتوسعه برونگرا ودست بابی به رشد اقتصادی پرشتاب و پایدار حاصل شده است .در میان کشورهای نسل اول ودوم شرق آسیا سنگاپور یکی از کشورهائی است که بی تردید ترکیبی از عوامل د پیشرفت اقتصادیتاثیرداشتندکهعبارتنداز:1-جهت گیر برونگر2-ثبات کلان اقتصادی3-مایه گذاردرنیروی انسانی بررسی عوامل فوقمنجر به این نتیجه می شود که تحقیقتات نشان داده است که در کشور سنگاپور دولت بر اساس اندیشه خود گرائی متکی به جامعه وبا برخورداری از دیوانسالاری کارامد به عنوان هدایتگر برنامه توسعه مداخله کرده وبموفقیت فرایند توسعه کمک نموده است .

با توجه به تحلیل فوق اختصارا به تحلیل عوامل وزمینه های رشد اقتصادی،علمی،صنعتی و منطقه ای آنمی پردازیم

1-جهت گیری برونگرا :

1-1-اگر چه توسعه اقتصادی دولت محور در اکثر کشورها با شکست مواجه شده است توعه اقتصادی بدون دخالت دولت نیز موفق نخواهد بود .این به معنای دخالت تام و تمام دولت نیست بلکه به معنای همگرائی دولت با بخش خصوصی  است .دولت به تضمین مالکیت ،امنیت و رقابت اقتصادی مبادرت می نماید ودرعین حال سرمایه گذار در بخش های تحقیق و توسعه آموزس وبهداشت ،امور زیربنائی ،انرژی وساختار شهری را به عهده می گیرد . در واقع بخش خصوصی موتور حرکت توسعه خواهد بود در دولت های توسعه گراتحولات سیاسی -اقتصادی – اجتماعی بر اساس اوضاع جهانی تعریف می شود .    

1-2-ویزگی عمومی :                                         

سنگاپور بامساحت 710کیلومتر مربع کوچکترین کشور مستقل آسیا و متشکل از             یک جزیره اصلی و 62جزیره کوچک است که بزرگترین جزیره آن       سنگاپوراست که پایتخت این کشور نیز محسوب می شودبندر سنگاپور بزرگترین بندر آسیای جنوب شرقی است و دومین بندر آسیا و چهرمین بندر پر تردد دنیاست .افتتاح کانال سوئز و بندر هنگ کنک و پیشرفت سریع ژاپن از جمله عواملی است که منجر به اهمیت بندر سنگاپور بین کانال سوئز از یک طرف و هنگ کتک وژاپن اطرف دیگر آن شد .معروفترین حزب سیاسی این کشور معروف به(حزب اقدام مردم )است .                                                          

1-3-تحولات سیاسی وپیشینه تاریخی :

جیره سنگاپور توسط کاشفین چینی کشف شد ویک شاهزاده هندی نام سمگاپور را بر آن نهاده و با ورود انگلیسی ها سنگاپور مدرن متولد شده است. اگوی حکومتی در سنگاپور با سلطه یک حزب وقانون سلسله مراتبی اداره می شود و بیشتر بر ارزشهای جمعی تکیه دارد .                                                          

یکی از قویترین نکات به نفع دموکراسی در سنگاپور فقدان کامل دخالت ارتش وپلیس در سیاست است .                                                            

1-4-تحولات اقتصادی ،پیشینه فعالیتهای ا قتصادی:

با اینکه اوضاع سیاسی –اقتصادی – اجتماعی سنگاپور در سالهای اولیه استقلال یافتن وخیم بود ولی سیاستهای اتخاذ شده توست دولت منتج به نتایج مثبت ذیل شد

-اعتماد دولت به حکومت درنتیجه موفقیت دولت درحل مسئله مسکن ارزان قیمت                                                                               

-افزایش کارگران ماهر ونیمه ماهر در نتیجه سرمایه گذاری در آموزش وپرورش و آموزش فنی وحرفهای و ایجاد چند مجتمع صنعتی         

    -دست به سرمایه گذاری های مشترک با سایر سرمایه گذاری و تاسیس  کارخانه کشتی سازی با کمک ژاپن                                           

-اجازه بخشودکی مالیاتی معدل 90درصدبه مدت 15سال برای سرمایه گذاران با صلاحیت                                                                                 

1-4-2روندهای جاری اقتصاد"

سنگاپور به دلیل رشد اقتصادی چشمگیر به عنوان یکی از چهر ببرآسیا شناخته شده است برخی از شاخصهای اقتصادی آن عبارتند از :                         

-رشد جمعیت سالانه 23درصد-سرانه ناخالص ملی حدود                   37760دلار                                                          

– نرخ بالای با سوادی –افزایش تولید ناخالص     حدود8/5درصد                                                                                     

-ارزش افزوده ناخالص داخلی در بخش کشاورزی صفر درصد

 –ازایش میزان صادرات 46درصدی کلو 76درصدیکارخانه ای

سنگاپور علی رغم اینکه گرفتار رکود اقتصادی در سال 2008شد دارای یک ریسک اقتصادی ،سیاسی ونظامی مالی نسبتا پایین است ولی اقتصاد آن درسال 2010به سرعت بازسازی شد و تولید ناخالص واقعی اش به حدود 10درصد رسید  .از همان سال اقتصاد روبه رشد این کشور وضعیت مطلو تری نسبت به بیست سال اخیر پیدا کرده است .با توجه به محدود بودن بازار داخلی وبا درنظر گرفتن این مسئله که دو سوم محصولات صتعتی سنگاپور صادر می شود اقتصاد این کشور از رکود جهانی به شدت آسیب پذیر است یکی از عوامل شکوفائی وسلامت اقتصاد سنگاپور این است که بندر سنگاپور بلحاز تناژحمل ونقل دریائی مقام اول جهان را داراست .دولت سنگاپر برای غلبه بر محدودیت منابع وبازار داخلی شرکتهای خودر رابه گسترش فعالیت در منطقه وسرمایه گذاری در دیگر نقاط جهان تشویق می کند

1-5-دولت وتوسعه صتعتی :

دولت سنگاپور چارهای جز صنعتی کردن کشور بدای اشتغال نیروی کار در حال اقزایش خو نداشت .دولت سنگاپور برای جذب سرمایه کذاری خارجی متوجه شد که برای اجرای سیاست خود وجود یک سازمان اداری کارآمد ضروری است .براین اساس برنامه خود را برای قرن بیست یکم ارائه کرد که چهر عنصر داشت .-رفاه کارکنان –ارتقائ سطح آگاهی و پیشگیری از خدمات مخاطره آمیز –برسی وتجدید نظر سازمانی و خدمات کیفی .

1-6-بهره گیری از تجربیات کشورهای صنعتی چون ژاپن آلمان:

با توجهبه وسعت کم سنگاپور و فقدان منابع طبیعی آ ن دولت دولت مردان آن را بر آن داشت که در طراحی رویکر توسعه ای خود به کشورهای کوچک با محمدودیت منابع نظیر سویس و رژیم اسراییل توجه نموده والگوبرداری کند .بعدها بارشد سنایع در کشور و تاکید بیشتر در برنامه های آموزشی وصنعتی اقدام به الگو برداری از کشورژاپن نمود .ودر این مورد آنها به دو نتیجه  اساسی رسیدند : اول اینکه علم و تکنولوژی باید بطور انتخابی با توجه به شرایط واقعی اقتصادی به کار گرفته شوند دوم اینکه دیدکاه  کارگران در یک جامعه صنعتی شده بطور اصولی با دیدگاه کارگران در یک مرکز تجاری متفاوت است .

روی هم رفته سنگاپور در شرایطی به توسعه رسید که فاقد منابع اوله وطبیعی بود ودارای سرمایه انسانی بدون استفاده از کمک خارجی دارای ثبات کلان اقتصادی با تشویق صادرات از طریق سرمایه گذاری در منابع انسانی از طریق اقتصاد باز تا حدودی اعمال سیستهای گزینش صادرات ،دارای بنگاهای با مالکیت دولتی ، بهرمندی از دیوانسالاری نیرومند ،دارای ثبات سیاسی تک حزبی ونهایتا پنج دهه رشد اقتصادی بالا بود                                                                                "حسن صالحی "



تاريخ : چهارشنبه بیستم آبان ۱۳۹۴ | 1:12 | نویسنده : حسن صالحی |
  • قیمت یورو
  • سرکه